تبليغاتX
ریاضی شیرینی زندگانی
ریاضی شیرینی زندگانی
این وبلاگ مختص تمام عاشقان ریاضی میباشد.
سلامي چند با كوله باري از دلتنگي ...و بعدم الفاتحه!

بهههههههههه سلام به همه ي مخاطب هاي عزيز ....

اووووووووههههههههه

فكر ميكنم به جزp.s partقبلي 2 سال از پست قبليم بگذره.......
خيلي جالبه برام.....داشتم پستهاي قبليمو ميخواندم كه ابتداي وبلاگنويسي من از دوران راهنماييم بود (در پرشين بلاگ) و آخرين پستمم كه مال سوم دبيرستان بوده...
چقددددددرررررر همه چي عوض شده.....
دلم واسه وبلاگ نوشتن خيلي تنگيده بود ....اندازه نخود شده بود به قول خودم....هيه!
اصلا الان نميدونم چي بنويسم...چه جوري بنويسم....اما اين پست به احتمال 90% پست آخرم خواهد بود ....خيلي دلم واسه وبلاگم تنگ ميشه...هر پستي واسم خاطره ها داره.....به قول معروف "همش خاطره است!!!"
من به دلايلي قصد نداشتم كه اين پستم بنويسم ...اما دوستان مخاطب كه هميشه به ما لطف دارن از من خواستند كه بگم بودن يا نبودنم مساله چيست؟؟فلذا مجبورم اين پستو يه ذره خصوصي كنم...كه اين چنين است كه ميبينيد:

* اول از همه چيز ميخوام بگم كه اين پستم اصلا به رياضيات ربطي نداره!!!""حايز توجه منتقدان!! ""

*خوب تو اين چند سال ما زحمت كشيدندي،بسيار شفقت نيز هم...آخه چي بگم؟؟

ااااا.......سال سوم دبيرستان امتحان نهاييمون بود كه من نميدونم آموزش پرورش چرا انقدر از 69،68 هيا خوشش مياد كه ....
يادشششش بخييييرررررر ااااااا...امتحان نهايي...هم حوزه بودن با دوستان فرزانگاني...و از همه مهم تر امتحان فيزيك!!!!....چي بود واقعا؟؟...هر وقت با دوستان به اين قسمت كار ميرسيم ميگيم ااااااااهههههههه بابا ول كنيد اصلا...
ولي واقعا نميدونم چه جوري شد ...هر چي بگم از كسب خاطرات كمه!
خلاصه اينكه دارن داد ميزنن كه 30% كنكور نهاييه و اله بله....بعدم ميخوان بردارن. ازين حرفا.... نظر من و دوستان به اتفاق اين است كه خدا به داد 1390 ايها برسد.... ما كه بازيچه بوديم . هستيمو خواهيم بود...

اما من نميخوام دانش آموزاي عزيزو سخت كوش رو نا اميد كنم...من به اين اصل معتقدم هر كي كه سخت كوش باشه هميشه موفق و پيروزه..."اينو فراموش نكنيد"
حرف بسيار است وقت مغتنم....بريم سر پيش دانشگاهي....

*ميخوام اقرار كنم كه بدترين سال زندگيم بود!!!نه از لحاظ درسي....بلكه از هر لحاظي كه شما فكرشو بكنيد.....
همه عاشق غشر معلم در اين مقطع هستن....اما اگه از من بپرسيد از كدوم معلمات بدت ميومد ميگم از اين مقطع....

خلاصه ي امر اينكه ما در اين سال غشري از افراد جامعه رو شناختيم....كه تنها عشقشون ماديات بود......پول بده تا درس بدم...پول بده تا برات بخندم...پول بده تا برات گريه كنم...پول بده تا برات برنامه بريزم...پول بده تا ازم بتوني سوال كني...اما چايي خوردنم واجب تره!!!...پول بده تا اعتماد به نفستو ازت بگيرم...اين پول چيكارا كرده با ماها....!!!!...خيلي جالبه..!!

كاشكي ما لااقل به مقدس بودن شغل معلمي احترام بگذاريم نه اينكه از اين منصب سو استفاده كنيم...
فقط اينو بگم كه من خيليها رو سپردم به خدا .....اعتقاد به معادو توحيد ارزش دل گرم كردنو واسم داره.....فقط ميدونم "هر چه را خواهد خدا آن ميشود"

من يه چيزيو كه فهميدم تو اين سال، اينكه پيش دانشگاهي يكي از مهمترين سال هاي زندگيه يك دانش آموزه....و مهم ترين امر مساله ي روحيه و اعتماد به نفسه...

*دركل با اين كه كادر مدرسه واقعا سرد و بي روح بودن اما محيط خيلي خوبي داشتيم هم راه با شادي هاي مضا عف در زنگ هاي تفريح با برو بكس...زياد قضيه رو باز نميكنم!!!هيه!!(اما خدايي روحيه ميداد واسه زنگ بعد) ...و همه دوستاني كه دلم واسه تكتكشون تنگ شده...خيلي....خيلي......فكر كنم تا حالا اين اتفاق نيفتاده تو مدرسه اي كه كل بچه هاي كلاس مثلا28 نفر...همه با هم دوست دوست باشن....اما ما بوديم..!اگه اين جو دوستانه نبود كلاس و درس واسه من غير قابل تحمل بود...جوي كه داشتيمو هيچ جا نديدم....همه با هم روراست و صادق بوديم و...طعم شيرين متحد بودن واقعا لذت بخش بود...

*از همه چي گذشتيم با همه ي پستي ها وبلندي ها و مشقت هاي بسيار زندگي و گذر كردن از آدم هايي كه گاه به آنها عشق ميورزيدي و گاه رفتار برخاسته از شخصيت درونيشان بوي تنفر ميداد......

و گذراندن زمان هايي كه تماناي گذر زودتر آنها را داشتي
و زمان گذشت و گذشت....
تا اينكه...
نوبت به كنكورم رسيد....روز قبل كنكور كه كل دوستان و آشنايان به اين شخص حقير لطف كردن تلفن زدن....همه ميگفتن اگه نشد فداي سرت سال بعد...كه گفتنش آسونه اين حرف اما جاي من نبودن...شب قبلش از استرس زياد ناخداگاه گريه ميكردم...

حوزه ي كنكور رياضيم دانشگاه تهران(دانشكده ي زبان هاي خارجي) بود.....چند تا از دوستامو قبل كنكور ديدم....يكي از دوستام...تو چشماش اشك جمع شده بود...من هيييييي دل داريش ميدادم...اون آروم شد...خودم قاطي كرده بودم.....

خلاصه اينكه نفهميدم دوباره چه جوري گذشت.....ولي دايما فشارم سر كنكور ميفتاد....يه آب نبات ميچپوندم گوشه ي لپم دوباره خوب ميشد...خلاصه اين فشاره بازيش گرفته بود...
دفترچه اختصاصي رو هم كه دادن خيلي از دوستان پا شدن رفتن....
بعد كنكورم همه با نيشي باز به خانه هايمان برگشتيم تا فردا براي كنكور زبان...
كنكور زبانم خيلي خوب بود....حوزه ام دانشگاه خواجه نصير بود...(دانشكده عمران)..از دانشگاهش خوشم اومد...مخصوصا از تابلوي اعلاناتش كه همه رو به خودش جذب كرده بود...هيه..استرسم خيلي كم داشتم...چون درس زبان رو براي چه كنكور رياضي چه زبان نخونده بودم....سر كنكور زبان بعد دادن دفترچه ي اختصاصي 3.4 نفر بيشتر تو كلاس نبوديم.....اما كنكورش تو قسمت عموميا از رياضي خيلي بهتر بود...
يه هفته بعد هم كنكور آزاد
خلاصه مرديم و زنده شديم تا جوابا رو دادن...
و من سجده شكر به جاي آوردم كه به سال ديگه كشيده نشد...من سراسري ,و آزاد قبول شدم.... كه پس از تحقيقاتي چند...تصميم گرفتم آزاد برم _ انتخاب اولم _كارشناسي پيوسته فناوري اطلاعات
IT)) واحد تهران جنوب ...
و حال كه با شما صحبت ميكنم دانشجوي ترم اول مي باشم....(البته اواخر ترم!!)
دانشجو بودن خيلي ذوق داره اولاش اما الكيم نيست.....اينكه ميگن دانشگاه هتله نيست...درس حرف اصلي رو ميزنه....
به هر حال دوران مدرسه رفتن من هم به پايان رسيد..چه خوب چه بد همه چيز خاطره شد... عمر گران ميگذرد خواهي نخواهي.....

*خوب از بحث درس بگذريم....در كل توي همه ي اين سال ها اگه خدا نبود من خرد ميشدم....اگه كمك هاي اون نبود الان من هيچي نبودم....هيچي...
تنها كسي كه تو اين دنيا عاشق عاشقشم خود خداست....چه قدر بده كه ما آدما...خودمونو گم كنيم...اين خودي كه ميگم به قول سهراب سپهري شاعر گران قدر پارسي زبان:" و گاه در رگ يك حرف خيمه بايد زد"....بله دوستان فكر ميكنم مشكل ما انسانهاي قرن 20 همينه كه خودمونو فراموش كرديم...چه برسد به معقوله شناختن.....

*در مورد اينكه چرا نميخوام بنويسم...بايد بگم كه من تخصصم رياضي نيست...
به نظر من كار و بايد داد دست كار دان ... دانشجوياني كه رشته اشون رياضياته بايد وبلاگ رياضي بنويسن.چون تخصصشونه...البته من ايجور فكر ميكنماا....
و الانم با بچه ها ي دانشگاه و هم رشته ام به طور گروهي از يك بلاگ شروع كرديم تا پله هاي بعدي......براي ديدن بلاگمون آدرسش هست:
www.it87tj.bloghaa.com
و اولين پست خودم در مورد تحقيق زبان انگليسي بود.موضوع تحقيق در باب تاريخ پيدايش اينترنت هست كه متن اصلي رو ميتونيد دانلود كنيد و خلاصه نويسي (كه يه كار ترجمه ام هست از فارسي به انگليسي) نيز تو بلاگ گذشتم....

*تو اين سال هاي وبلاگ نويسي آدماي زيادي رو شناختم ...بعضيا شون نه! بگم خيلياشون بهتره ،حال به اتحاد مزدوج رسيدن...خاطراتي بود چند از آنها...آدم هايي با شخصيت هاي مختلف و جالب...

بعضي هاشون هنوز هم به اينجانب لطف دارن ...دوست دارم اسم چند تاشونو به خاطر محبتاشون ببرم...آقاي رامين جغرافيدان و رياضيدان مقيم خارج كه در مورد فراكتال هنوز هم به تحقيق ميپردازن....و...اميدوارم كه خودشون و خانوادشون هميشه سرفرازو برقرار باشند.

و دوست عزيز و بزرگوار آقا ي فرازنده...دانشجوي فعال رياضي محض كه هميشه به من دلگرمي ميدند...
خانم ليلي ضيايي معلم بزرگوار....
وووو....اووووووووووههه
اگه بخوام تك تك رو نام ببرم طومار ميشه...
كاش ميشد كه الطاف بزرگواران رو يه جوريايي تو اينترنت جبران كرد...هيييييي.......

ديگه اين كه....اينايي كه ميگن وبلاگ نويسي به درد نميخوره و ضايع بازي است و اين بساط ها ...بايد بگم هيچم اين طور نيست همين وبلاگ و اين برنامه هاست كه علم مردمو بالا ميبره ....مگه بده؟؟كه آدم ها از سر تا سر دنيا با هم در ارتباط باشن و از علم هم استفاده كنن؟؟

ما بعضي از ايراني ها هستيم كه غرور جلو چشامونو گرفته و فكر ميكنيم برترينيم و چون اين گونه هست هيچ گاه پيشرفت نميكينم و مشتمون بسته است و دريغ از يه ذره كمك به امثال خودمون در باب علم و تحصيل!!!
خوبه گاهي اوقات برگرديم تاريخ چند 100 سال پيش تمدن ايران رو بخونيم ببينيم اين كوروش كبير نامي كي بوده و. ايراني متمدن كي بوده؟؟؟!!!

*به هر حال اين پست هم تمام شد.......و من يه نفس راحت كشيدم.........آخيشششششششش........
ببخشيد كه دير اومدم زياد حرف زدمو دارم ميرم.....از همه ي دوستان اهل علم و رياضي دوست حلاليت ميطلبم.........

مدت زماني چند هست كه زياد دست به قلم نميشم نميدونم چرا....اما دارم دوباره شروع ميكنم....وبلاگ فرعي ادبيم را دير يا زود آپ خواهم كرد...
دوستان خداحافظي سخته هميشه گفتم بازم ميگم.....اونم براي هميشش...
پس فقط ميگم...

پيروز باشيد....ايراني....سخت كوش و برقرار!!!!!!

اين عكس تقديم به همتون




|+| نوشته شده توسط ریاضی دوست در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 21:57 |