|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1388
دی 1387 اردیبهشت 1386 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 جستجو
پیوندها
ریاضیات زیباست ریاضی و جاذبه ها ی بورس :::sssilence::: ریاضیات زیباست2 زنگ ریاضی وبلاگی از مطالب ریاضی کوچه ریاضی گروه ریاضیات آحو بینهایت از کجا آغاز کنیم درس شیرین ریاضی ریاضی توصیف ناپذیر است بر خال و طبیعت وب سايت تخصصي عليرضا فريدونيان صحبت قلم ودل تنگم(وبلاگفرعیم) پیوندهای روزانه
بلاگ صحبت
وب سايت تخصصي عليرضا فريدونيان تمام روزنامه های ایرانی شبکه ی رشد کتابخانه ی ملی ایران انجمن آمار ایران سازمان آموزش و پرورش ایران persian Ebook search Engine تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ریاضی شیرینی زندگانی
این وبلاگ مختص تمام عاشقان ریاضی میباشد. سلامي چند با كوله باري از دلتنگي ...و بعدم الفاتحه!
بهههههههههه سلام به همه ي مخاطب هاي عزيز .... اووووووووههههههههه فكر ميكنم به جزp.s partقبلي 2 سال از پست قبليم بگذره.......
* اول از همه چيز ميخوام بگم كه اين پستم اصلا به رياضيات ربطي نداره!!!""حايز توجه منتقدان!! ""
*خوب تو اين چند سال ما زحمت كشيدندي،بسيار شفقت نيز هم...آخه چي بگم؟؟ ااااا.......سال سوم دبيرستان امتحان نهاييمون بود كه من نميدونم آموزش پرورش
چرا انقدر از 69،68 هيا خوشش مياد كه .... اما من نميخوام دانش آموزاي عزيزو سخت كوش رو نا اميد كنم...من به اين اصل
معتقدم هر كي كه سخت كوش باشه هميشه موفق
و پيروزه..."اينو فراموش نكنيد"
*ميخوام اقرار كنم كه بدترين سال زندگيم بود!!!نه از لحاظ
درسي....بلكه از هر لحاظي كه شما فكرشو بكنيد..... خلاصه ي امر اينكه ما در اين سال غشري از افراد جامعه رو شناختيم....كه تنها عشقشون ماديات بود......پول بده تا درس بدم...پول بده تا برات بخندم...پول بده تا برات گريه كنم...پول بده تا برات برنامه بريزم...پول بده تا ازم بتوني سوال كني...اما چايي خوردنم واجب تره!!!...پول بده تا اعتماد به نفستو ازت بگيرم...اين پول چيكارا كرده با ماها....!!!!...خيلي جالبه..!! كاشكي ما لااقل به مقدس بودن شغل معلمي احترام بگذاريم نه اينكه از اين منصب
سو استفاده كنيم... من يه چيزيو كه فهميدم تو اين سال، اينكه پيش دانشگاهي يكي از مهمترين سال هاي زندگيه يك دانش آموزه....و مهم ترين امر مساله ي روحيه و اعتماد به نفسه... *دركل با اين كه كادر مدرسه واقعا سرد و بي روح بودن اما محيط خيلي خوبي داشتيم هم راه با شادي هاي مضا عف در زنگ هاي تفريح با برو بكس...زياد قضيه رو باز نميكنم!!!هيه!!(اما خدايي روحيه ميداد واسه زنگ بعد) ...و همه دوستاني كه دلم واسه تكتكشون تنگ شده...خيلي....خيلي......فكر كنم تا حالا اين اتفاق نيفتاده تو مدرسه اي كه كل بچه هاي كلاس مثلا28 نفر...همه با هم دوست دوست باشن....اما ما بوديم..!اگه اين جو دوستانه نبود كلاس و درس واسه من غير قابل تحمل بود...جوي كه داشتيمو هيچ جا نديدم....همه با هم روراست و صادق بوديم و...طعم شيرين متحد بودن واقعا لذت بخش بود...
*از همه چي گذشتيم با همه ي پستي ها وبلندي ها و مشقت هاي بسيار زندگي و گذر كردن از آدم هايي كه گاه به آنها عشق ميورزيدي و گاه رفتار برخاسته از شخصيت درونيشان بوي تنفر ميداد...... و گذراندن زمان هايي كه تماناي گذر زودتر آنها را داشتي حوزه ي كنكور رياضيم دانشگاه تهران(دانشكده ي زبان هاي خارجي) بود.....چند تا از دوستامو قبل كنكور ديدم....يكي از دوستام...تو چشماش اشك جمع شده بود...من هيييييي دل داريش ميدادم...اون آروم شد...خودم قاطي كرده بودم.....
خلاصه اينكه نفهميدم دوباره چه جوري گذشت.....ولي دايما فشارم سر كنكور
ميفتاد....يه آب نبات ميچپوندم گوشه ي لپم دوباره خوب ميشد...خلاصه اين فشاره
بازيش گرفته بود... *خوب از بحث درس بگذريم....در كل توي همه ي اين سال ها اگه
خدا نبود من خرد ميشدم....اگه كمك هاي اون نبود الان من هيچي نبودم....هيچي... *در مورد اينكه چرا نميخوام بنويسم...بايد بگم كه من تخصصم
رياضي نيست...
*تو اين سال هاي وبلاگ نويسي آدماي زيادي رو شناختم ...بعضيا شون نه! بگم خيلياشون بهتره ،حال به اتحاد مزدوج رسيدن...خاطراتي بود چند از آنها...آدم هايي با شخصيت هاي مختلف و جالب... بعضي هاشون هنوز هم به اينجانب لطف دارن ...دوست دارم اسم چند تاشونو به خاطر محبتاشون ببرم...آقاي رامين جغرافيدان و رياضيدان مقيم خارج كه در مورد فراكتال هنوز هم به تحقيق ميپردازن....و...اميدوارم كه خودشون و خانوادشون هميشه سرفرازو برقرار باشند. و دوست عزيز و بزرگوار آقا ي فرازنده...دانشجوي فعال رياضي محض كه هميشه
به من دلگرمي ميدند... ديگه اين كه....اينايي كه ميگن وبلاگ نويسي به درد نميخوره و ضايع بازي است و اين بساط ها ...بايد بگم هيچم اين طور نيست همين وبلاگ و اين برنامه هاست كه علم مردمو بالا ميبره ....مگه بده؟؟كه آدم ها از سر تا سر دنيا با هم در ارتباط باشن و از علم هم استفاده كنن؟؟ ما بعضي از ايراني ها هستيم كه غرور جلو چشامونو گرفته و فكر ميكنيم برترينيم
و چون اين گونه هست هيچ گاه پيشرفت نميكينم و مشتمون بسته است و دريغ از يه ذره
كمك به امثال خودمون در باب علم و تحصيل!!!
*به هر حال اين پست هم تمام شد.......و من يه نفس راحت
كشيدم.........آخيشششششششش........
مدت زماني چند هست كه زياد دست به قلم نميشم نميدونم چرا....اما دارم دوباره
شروع ميكنم....وبلاگ فرعي ادبيم را دير يا زود آپ خواهم كرد... پيروز باشيد....ايراني....سخت كوش و برقرار!!!!!! اين عكس تقديم به همتون
|+| نوشته شده توسط ریاضی دوست در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 21:57
|